
شهپر شاه هوا اوج گرفت
هرگز دوست نداشتم دست به قلم ببرن آن هم در رسای پرویز مشکاتیان، هرچند که معتقدم اندیشه و تفکر هرگز نمی میرد و از امروز وظیفه مان برای حفظ این ارزش ها سنگین تر خواهد شد. سال ها شاهد بودم که پرویز مشکاتیان تلاش می کرد برای بقای موسیقی، بقای عارف و بقای فرهنگ ایران زمین، ولی بسیاری نخواستند، نگذاشتند و .... . شاید معنای واقعی این مفاهیم نیز هم چون سایر واژگان خجسته هرگز به عمرش تولد نیافت... . ای کاش همرهان آن قدر صداقت و صمیمیت از خود نشان می دادند تا این گونه شاهد رفتن هنرمندانی چون فرهنگ فر ومشکاتیان و ... نباشیم، آن هم در اوج خلوت و تنهائی تا جائی که به یاد داریم این سال ها همه تنهایش گذاشتند، یارانی که پرویز مشکاتیان آرزو می کرد شاید یک بار دیگر بتواند در کنار هم اتفاقی به وجود آورند، شاید هیچ گاه تصور نمی شد این اتفاق در سکوت یک دقیقه ای خلاصه شود ... !!! پرویز مشکاتیان طی این سال های خلوت و تنهائی و خانه نشینی چندین بار قصد حرکت و تحول کرد ولی هربار به نحوی با فعل نخواستن همراهان مواجه شد.
زیر صد فرسنگ برف،
اما
در عبور است از زمستان دانه گندم
راستی چه بر سر عقاب آمد ... ؟
شه پر شاه هوا اوج گرفت
زاغ دیده بر او مانده شگفت
رفت و بالا شد و بالاتر شد
راست با مهر فلک هم سر شد
لحظه ای چند بر این لوح کبود
نقطه ای بود و سپس هیچ نبود
علیرضا جواهری
نوشته شده توسط p.kh در دوشنبه هجدهم آبان 1388 ساعت 22:2 موضوع | لینک ثابت
وی در سال ۱۳۳۴ در شهرستان نیشابور زاده شد و کار هنری خود را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سهتار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول ...
نوشته شده توسط p.kh در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 16:43 موضوع | لینک ثابت
هادی اینانلو: در ديدار اول با جنابعالي يك جور احترام توأم با ترس و وحشت وجود دارد. خودتان چه نظري در اين مورد داريد؟
بهمن رجبي: ضد بنده جوسازي كردهاند. يادم است يك پزشكي از آمريكا آمده بود. ديدم همينطور خبردار ايستاده. از او پرسيدم كه چرا نگرانيد. ...............
نوشته شده توسط p.kh در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 22:11 موضوع | لینک ثابت
برای مشاهده مقاله (هنر و موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر) به ادامه مطلب رجوع کنید

نوشته شده توسط p.kh در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 13:56 موضوع | لینک ثابت
قمرالملوک وزیری (۱۲۸۴ خورشیدی - ۱۳۳۸ خورشیدی)، نخستین زن خواننده ایرانی بود.
قمرالملوک در تاکستان قزوین زاده شد. هنگام تولد پدر نداشت و در ۱۸ ماهگی مادرش هم مرد و از این زمان تحت سرپرستی مادربزرگش که روضهخوان زنانه حرم ناصرالدین شاه بود قرار گرفت. او در جایی گفته است: «من مدیون تربیت اولیهٔ خودم هستم. چرا که همان پامنبری کردنها به من جرأت خوانندگی داد.»
در جوانی پس از آشنائـی با استاد.........

نوشته شده توسط p.kh در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت 21:3 موضوع | لینک ثابت
یکی از زیبا ترین آواز بیات اصفهان های که تا کنون نواخته شده است بی شک همین اثر استاد است.
روحش شاد یادش گرامی
برای دانلود Download آواز اصفهان اینجا را Click کنید

نوشته شده توسط p.kh در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 13:54 موضوع | لینک ثابت
......استاد غلامحسین بیگجه خانی تار "جعفر"ی داشت -البته تار مشقی هم که به دستش می افتاد شاهکار می کاشت. یاد باد که روزی استاد را به دعوت قصیده سرای بزرگ مرحوم" جواد آذز" تا تهران مشاعیت و ملازمت میکردم. ساززنهای جوان آن سالهای تهران او را نمی شناختند .در یک مهمانی در خرابات دل آباد "آذر)تاری ونواساز بی بدیل روزگار ما"محمد رضا لطفی"پشت سر استاد دراز کشیده بود ودست و پنجه اش را می پایید و از حیرت و ذوق و شوق می گریست. تار او خاصیتی دیگر بود که همین همورا بود.او تار را به سرعت که میزد نرمی را گم نمی کرد و به خشونت نمی گرایید و به قول خود استاد که نباید با تار دعوا کرد. نرم که می نواخت الماس دانه های مضراب دیگر به شمار نمی آمد و به قول شاد روان شهریار :(( آقا غلامحسین به تار آرشه می کشد و آبشار نت ها را سرازیر می سازد ک چه با مضراب مجبوری نقطه بچینی ولی با آرشه خط می کشی))...............

...............در سحر گاه ۲۴ فروردین ۱۳۶۶ از خماری دنیا به نشئه ی آخرت فرو شده بود چندان پای سالک در برف صحرای عشق. پیر مرد عجیب مرده بود هنوز تار می نواخت .دست راستش مضراب گیر به جانب سینه برگشته و دست چپش گویی دستک تار برگرفته.عجیب بود مجسمه ی تارزن پیر ناکام......
((اصغر فردی))
نوشته شده توسط p.kh در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 12:49 موضوع | لینک ثابت
(( تا بیکران دور دست )) حاصل همنشینی موسیقیایی دو هنرمند از دو فرهنگ تقریبا مشابه است. (( اردلن ارزنجان )) شاگرد برجسته (( عارف ساء )) نوازنده افسانه ای ساز ((بائلاما)) منتسب به موسیقی علویه در شرق ترکیه است.منطقه ای که از لحاظ زیستی و فرهنگی اشتراکات فراوانی با منطقه کردنشین غرب ایران دارد . موقعیت ساز بائلاما در شرق ترکیه قابل قیاس با ساز تنبور در غرب ایران است.با این تفاوت که این ساز چند دهه زودتر از ساز تنبور وارد عرسه موسیقی شهری شد و اکنون به عنوان سازی رسمی در موسیقی کلاسک ترکیه مطرح است .
فضای غالب در این اثر مبتنی بر بداهه ژردازی بر اساس مشترکات موسیقی مرسوم در دو منطقه و متاثر از احساس و اندشه هایی است که دو هنرمند به بیان آنها نشسته اند
بنابر رعایت حقوق ناشر (آن هم به سبک ایرانی) تنها یک قسمت از ۱۱ قسمت این اثر را برای دانلود قرار دادهایم
برای دانلود Download اینجا را click کنید
نوشته شده توسط p.kh در سه شنبه هفتم خرداد 1387 ساعت 22:40 موضوع | لینک ثابت
| درباره کنسرت محمدرضا لطفي |
|
|
|
محمود دولت آبادي بازگشت محمدرضا لطفي نوازنده ي چيره دست و استاد موسيقي ملي به ايران يک اتفاق خجسته است و عميقاً نمادين. او قريب سي سال به دوري از اصل خود تن سپرد و به سير آفاق و انفس درآمد که بي گمان تجربه هايي در خود داشته است آن سير و سياحت ها. يک سال پيش، شنيدم به خنياگري پرداخته در باغ نياوران و خوب دريافته نشده است. از آن که جامعه ي هنرپذير کم گذشت و بيش خواه است و اين در جاي خود مفيد نيز هست. اما درک موقعيت هنرمند و کوشش او براي بازيافت خود بعد از يک عمر، امري ست که از جانب ارباب هنر بايد به تشخيص درمي آمد که در واکنش ها و داوري ها، شنيدم که چنان تاملي رخ نداده است. ويژه آن که ما مردم اصولاً کم بين هستيم و در دوره هاي اخير به نظر مي رسد کم بين تر هم شده ايم و چون هنروري در مقام لطفي از چارچوب هاي پيش ساخته ي ذهن ما بيرون بزند، کم مي ماند که به وي القاب دلخواه خود را هم بدهيم. دور از من باد چنان و چنين داوري ها؛ اما شنيدم که گفتند و من فقط سکوت کردم. باري... گذر يک ساله زمان بسيار اندکي ست براي فراهم آوردن و آموزانيدن و شناختن قريحه ها و هماوا و هماهنگ کردن جمعي از هنرورزان جوان که ميانگين عمر ايشان را به 25 سال مي توان تخمين زد. با وجود زماني چنين اندک، محمدرضا لطفي به ياري همدلي جوانان شيفته ي موسيقي در ايران، توانسته است جمعي بزرگ در حدود پنجاه هنرمند را در سه نوبت روي صحنه بياورد و يک کار گروهي کم سابقه را روي صحنه ي بزرگ تالار شهر به نمايش بگذارد. با وجودي که هم از کودکي و نوجواني شيفته ي موسيقي بوده ام و در اوج هاي شباب، همدم ساز افسونگر لطفي بوده ام، اما در سي ساله اخير بخت آن را نيافته ام که بيننده ي موسيقي زنده در تالارهاي شهر باشم؛ مگر دو نوبت که به ديدار سازنوازي هاي درخشان دوست ديگرم حسين عليزاده رفته ام.يک بار در فرهنگسراي بهمن و يک بار در تئاتر شهر. اين گروه نوازي را نخستين بار حسين عليزاده به روي صحنه آورد با نام «ترکمن» که برگرفته و بازساخته از همان مايه هاي موسيقايي پرنيروي قوم ترکمن بود و چنان زيبا و پرقدرت که مرا در جا مبهوت کرد در نخستين دقايق. اما حقيقت اين که گروه همنوازي ترکمن در مسير اجرا خيلي زود در اختيار سازنوازي فردي قرار گرفت و حضور ديگر نوازندگان خيلي زود کمرنگ و بي رنگ شد، در حالي که انتظار مي رفت - و خود مايه هاي موسيقايي مجال مي داد و اين توقع را ايجاد کرده بود - خلاف فردي شدن پيش برود. يعني انتظار مي رفت موسيقي از فرد به جمع و از جمع به فرد در نوساني هماهنگ باشد، اما چنين نشد و در پايان از سر صميميت محض خطي براي هنرمند عليزاده فرستادم به اين مضمون که اي کاش به همنوازي مجال بيشتري داده مي شد. شايد نمي بايست چنان زود واکنش نشان مي دادم و آن از شيفتگي من بود و اگر موجب آزردگي خاطر شده باشد از اين بابت عذر مي خواهم، اما نظرم - اگر اهميت داشته باشد- همان است.بنابر اين اصل ضرورت گروه نوازي و دور شدن از شوق و هم رخوت موسيقي محفلي، ابتدا در ذهنيت سازنده ترکمن جوانه زده بود، اما انجام موفق آن همچون شروع و آغاز کاري که آينده درستي و تکميل آن را برعهده خواهد داشت در شب هاي ارديبهشت گروه شيدا رخ داد؛ و تفاوت عمده اش با نمونه هاي موسيقي ملي ما اين که موسيقي در جمع توزيع شده بود، مگر يکي دو نمونه که نقشي کمرنگ داشتند و جالب اين که با هنجاري که ارائه شد - يعني توزيع موسيقي - آن نمونه ها به چشم مي خوردند. شايد من ذوق زده شده باشم، اما بر يک اصل تاکيد مي ورزم که موسيقي محفلي ما در ذات خود خاصيت مجلسي داشته و دارد و در روزگار جديد همين که به تالارهاي شهرها هم راه يافته خودش گامي در پيشرفت و حرکت به سمت اجتماعيت است، اما کيفيت چنان موسيقي محفلي همان کيفيت پدرسالار و بايد گفت کيفيت زمين داري و حکام نوع تيولداري دوران قاجار و پيش از آن است که در دوره ي پهلوي ها از طريق راديو و سپس تلويزيون به مردم مي رسيد. در اين معناست که اقدام محمدرضا لطفي يک ابتکار نو شمرده مي شود به جهت تلاش براي جمعي کردن موسيقي ايراني و گريز از خمودگي عادت شده با روحيه ي انفرادي و شکاندن جسورانه ي هنجارها در عين حفظ تشخص هر هنرمند در جمع. بديهي است اين امکان وجود داشته باشد و دارد که با ميزانسن ديگري اين جمع هاي سه گانه روي صحنه جاي نشين بشوند. با ايجاد سکوها و تغيير از يک رديف هلالي به دو يا سه رديف که اين به تدريج شدني خواهد شد با توجه به گفتگوي سازها با يکديگر و ترکيب جمعي آنها که در تخصص خود ايشان است. اما درک من ضمن جذبه ي هنرنمايي ها اين بود که با چنين معياري مي توان بيش از يک آوازه خوان در صحنه داشت، و اگر دو يا چند ساز مي توانند با يکديگر گفتگو کنند، چرا دو يا سه آوازه خوان نتوانند با آوازهاي خود گفتگو داشته باشند؟ اين به جاي خود، اما در آن هلال نشسته ي هنرمندان که شاهد بودم، چون لطفي را در سمت چپ صحنه ديدم، احساس کردم جاي حسين عليزاده در سوي راست صحنه بجاست. اکنون با آرزوي بهترين ها براي جوانان درخشان موسيقي ايران که شاهد بوديم، اميدوارم بازآمدن لطفي و حضور او به تعادلي بينجامد که بشود ياران ديرين موسيقي خود را نيز يکجا ببينيم و بشنويم. |
نوشته شده توسط p.kh در شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت 13:30 موضوع | لینک ثابت
شهرام ناظری خواننده و استاد موسیقی کردی و فارسی در سال ۱۳۲۸ در كرمانشاه كوچه يخچال ودر خانواده اي اديب و فرهنگ دوست و اهل موسيقي متولد شد.
وي از زمان كودكي مانند اكثر خوانندگان كه صداي خوش در خانواده شان موروثي بوده صداي خوش را از پدر و مادر خود به ارث مي بردو پدرش كه صداي لطيفی داشت و از سبك قدما و خوانندگان آن ديار به خصوص شادروان شيخ داوودي خواننده بزرگ بهره گرفته بود فرزندش را تحت تعليم قرار مي دهد ناگفته نماند كه قطب اين خانواده مرحوم استاد حاجي خان ناظري بوده كه اكثر موسيقي دانان كرمانشاه را با نت و موسيقي اصيل ايران تعليم داده وخود از شاگردان درويش خان و كلنل وزيري بوده است.
پدر شهرام ناظري ضمن آشنايي با گوشهها و رديف هاي آواز ايراني با سه تار هم آشنايي داشته است و مادر وی هم صوتی خوش و با آواز آشنایی داشته و شهرام در چنين محيطي پرورش مي يابد.
اين محيط مناسب هنري موجب میشود تا وي در سن ۹ سالگي اولين برنامه هنري خود را در راديو كرمانشاه همراه با تار مرحوم درويشي؛ از نوازندگان معروف كرمانشاه اجرا نمايد.
وي سپس در سن ۱۱ سالگي در راديو تلويزيون ايران چند برنامه در آواز ايراني اجرا نمود و براي پر بارتر كردن درك موسيقي خود ارتباط بيشتري با پسر عمويش علي ناظري و درويش نعمت علي خان خراباتي كه تاثير بزرگ و مهمي بر آشنايي او با موسيقي محلي و كردي و درك آن داشتهاند برقرار كرد.
وي همواره در پي بهره بردن از مكاتب و استادان مختلف بوده است. در سال ۱۳۴۵ براي بهره گيري از محضر اساتيدي چون شادروان عبداله خان دوامي، نورعلي خان برومند، عبدالعلي وزيري، محمود كريمي و. .. مقيم تهران میشود و ضمن بهره گيري از محضر اين اساتيد سه تار را نیز نزد استادان احمد عبادي، محمود تاج بخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمي فرا مي گيرد.
شهرام ناظري به مدت يكسال در تبريز با نوازندگان و موسيقيدانان آن ديار مانند بيگجه خاني محمود فرنام قيطانچيان كه از شاگردان اقبال آذر بودند درزمينه موسيقي ايراني كار مي كند.
درسال ۱۳۵۴ بنابه پيشنهاد نورعلي برومند به استخدام راديو تلويزيون در مي آيد و اولين برنامه خود را با گروه شيدا به سرپرستي محمد رضا لطفي با مثنوي مولانا و ترانه اي از شيخ بهايي اجرا مي نمايد و پس از آن با گروه عارف به سرپرستي حسين عليزاده و پرويز مشكاتيان همكاريش را ادامه مي دهد.
وي درسال ۱۳۵۵ درنخستين كنكور موسيقي سنتي ايران (باربد) مقام اول رابه دست مي آورد.
درسال ۱۳۵۶ همراه باگروه سماعي به سرپرستی اصغر بهاري و حسن ناهيد براي اجراي كنسرت در جشنواره توس انتخاب میشود.
و درسال ۱۳۵۸ همراه با گروه چاووش كه خود از اعضاي اصلي آن بود در سخت ترين شرايط صداي موسيقي سنتي و اصيل ايران را به گوش مردم هنردوست كشور رساند.
شهرام ناظري از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با تلاش پي گير و بي وقفه آلبومهای چاووش (۲) (۳) (۴) (۷) (۸) را با همكاري گروه چاووش، گروه شيدا و گروه عارف به سرپرستي محمد رضا لطفي، حسين عليزاده و پرويز مشكاتيان، آلبوم مثنوي موسي و شبان را با همكاري جلال ذوالفنون و بهزاد فروهري، شعر و عرفان را با همكاري نوازندگان مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران و گروه مولانا به سرپرستي جليل عندليبي، آلبوم سخن عشق باهمكاري گروه تنبور شمس و مرا عاشق را با همكاري گروه عارف به سرپرستي پرويز مشكاتيان تهيه كرد.
او در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ از فعاليت خود کاست و به طرق مختلف مشغول تدريس موسيقي و رديف هاي آوازي به علاقه مندان گرديد .
از سال ۱۳۶۴ به بعد با همكاري گروههاي موسيقي ايراني كارهاي زيبايي را به بازار موسيقي عرفاني و اصيل ايرانی عرضه ساخت كه از درخشان ترين اين آثار رامي توان : شور انگيز با همكاري استاد حسين عليزاده، گل صد برگ و آتش در نيستان با همكاري استاد جلال ذوالفنون ، كنسرت اساتيد با همكاري گروه استاد فرامرز پايور و بي قرار با همكاري گروه جليل عندليبي را نام برد. شهرام ناظري طي فعاليت هنري خود براي اجراي كنسرت هايي موسيقي اصيل ايراني و عرفاني سفرهاي بيشماري به كشورهاي آسيايي اروپايي و آمريكا داشته است و در فستيوال هاي جهاني نيز حضور به هم رسانيده است .
وي درسال هاي اخير باحضوري بيشتر در كنسرت هاي داخلي كه با همه زحمات و مشقات اجراي آنها به دليل كمبود امكانات و مشکلاتی که همواره در سال های پس از انقلاب اسلامی در ایران پیش روی هنرمندان و به ویژه اهالی موسیقی بوده است به درخواست علاقه مندان خود جواب مثبت داده است. حضور او درجشنواره موسيقي فجردرسال ۱۳۸۰ به همراه فرزندش حافظ ناظري را شايد بتوان يكي از مهمترين وقايع در دوران اين جشنواره به حساب آورد چنان كه جايزه اول اين فستيوال به عنوان بهترين خواننده موسيقي اصیل ایرانی را نصيب او ساخت.

وی جايزه مخصوص هيئت داوران را نيز از جشنواره مهر دريافت داشته است. اما بدیهی است که چنین تقدیر و بزرگداشتهایی در این سطح هیچ گاه نخواهد توانست تقدیری شایسته از استادانی چون ناظری باشد. کسانی که با جهد خود موسیقی اصیل ایرانی را به قلههای امروزی رسانیده اند.
«شهرام ناظری» خوانندهی مشهور و محبوب ایرانی در سفری که مهرماه 1386 به فرانسه داشت، نشان «شوالیه ادب و هنر» (Chevalier des Arts et Lettres) را از سوی دولت فرانسه دریافت کرد. این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسه است و پاسداشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژهای در اعتلای فرهنگ و هنر انجام میدهند. وي از طرف مجمع آسياسوشيتي به عنوان هنرمند برتر آسيا انتخاب و از طرف پارك كي وون دبير كل سازمان ملل متحد تقديرويژه شد.استاد همچنين در سال 1998 جايزه بهترين موسيقي عرفاني جهان را در مراكش كسب نمود
نوشته شده توسط p.kh در پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت 20:44 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
زندگی نامه (دانلود اثر)
گفتوگو با بهمن رجبي ( هادی اینانلو )
هنر و موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر
قمرالملوک وزیری ( دانلود تصنیف و زندگی نامه )
دانلود آواز بیات اصفهان (استاد بیگجه خانی)
او الهه ی فسون ساز نغمه پرداز بود
دانلود (( تا بیکران دور دست )) کیهان کلهر و اردال ارزنجان
درباره کنسرت محمدرضا لطفي (محمود دولت آبادی)
دانلود آخرین اخبار و زندگینامه شهرام ناظری (مجموعه آثار )
درباره وبلاگ

نشر موسیقی فاخر و هر آنچه که پیرامون آن است از اهداف این وبلاگ است(البته با رعایت حقوق ناشران (copy right ) آن هم به سبک ایرانی که تعریفش را در این وبلاگ مشاهده می کنیم )
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
دل آواز
ماهوریان
نیستان-(قاسم علوی)
دیلمان (برگ سبز)
تا زنده ام آواز می خوانم
موسیقی سنتی
موسیقی ملی ایران
تنبورستان
حزین (دود عود)
شب نوشته ها
نواهای ایرانی
تنبور مست
ملکوت
همکلاسی
سیاه مشق
تحریر
نی نامه
سازناز
راست پنجگاه
پیمان ناصح پور
سنتور
سربانگ
سکوت دل
موسیقی زمان ما
نی نوا
وبلاگ آرشه
چپ راست کوک
موسیقی ما
ماهی برای سال نو(موسیقی)
مقام (تنبور شمس)
پیام چکاد
پیوندهای روزانه
دانلود (( تا بیکران دور دست )) کیهان کلهر و اردال ارزنجان
درباره کنسرت محمدرضا لطفي (محمود دولت آبادی)
دانلود آخرین اخبار و زندگینامه شهرام ناظری (مجموعه آثار )
دانلود آهنگ شیدا (چکنارویان و ناظری)
شناخت نامه کیهان کلهر
دانلود آئین مستان (سید خلیل عالی نژاد)
دانلود تصنیف واران (چکنارویان و ناظری)
30سال با 2 مضراب
شناختنامه بهرام بيضائی
احمد عاشورپور درگذشت
نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1388
هفته چهارم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
طراح قالب
POWERED BY